محمدصادق دهلوي

مقدمه 55

كلمات الصادقين ( فارسي )

داشته . نخستين شيخ عبد العزيز نام داشت كه صاحب ذوق و محبت بوده و از فضائل صورى و معنوى بهرهء كامل داشته و در حالت جوانى در گرمى سماع جان داده . گويند در ليلة الرغائب خانهء يكى از درويشان سماع بود ، قوال او 1 اين بيت برخواند : جان بده و جان بده و جان بده * فايدهء گفتن بسيار چيست نعره زد و گفت دادم ! دادم 2 ! و جان به حق تسليم كرد و سلسلهء نسب وى بسعيد بن زيد رضى اللّه عنه كه از عشرهء مبشره و كبار صحابه است منتهى مىگردد . شيخ نصير الدّين محمود قدس سره در سلك مشاهير خلفاى 3 شيخ نظام الدّين اوليا انتظام دارد و بر جادهء علم و عقل و عشق ثابت‌قدم بوده 4 و 5 در طريقهء فقر و صبر و رضا نظير نداشت و مكارم اخلاق و محامد صفات وى از نوشتن و گفتن مستغنى است . ولايت دهلى بعد از سلطان المشايخ بوى انتقال يافت و صاحب سر و 6 وارث احوال شيخ او شد . بنهايت اتباع پير بزرگوار خود موصوف بود و غايت محبت به آن حضرت داشت و بفرمودهء شيخ هرچه از خلق و سلطان عهد از جور و جفا بوى رسيدى تحمل كردى و مكافات بدانديشان به نيكى كردى و قبلهء حاجات مريدان و نيازمندان شد . در اخبار الاخيار * مسطور است كه روزى شيخ نصير الدّين محمود بامير خسرو كه محرم خلوت خاص شيخ نظام الدّين 7 بود التماس نمود كه از وى به خدمت شيخ عرض كند كه من از سبب مزاحمت خلق مشغول نمىتوانم بود . اگر فرمان شود در صحراى خداى تعالى 8 را بفراغ خاطر عبادت كنم . امير خسرو وقت معهودى كه داشت عرض‌داشت 9 شيخ نصير الدّين گزرانيد 10 . شيخ فرمود : او را بگو كه 11 ترا در ميان خلق مىبايد بود و جفاى 12 خلق بايد كشيد و مكافات ببذل و عطا مىبايد كرد . هم در آن كتاب مذكور است كه صاحب سير الاولياء 13 * از حضرت شيخ نصير الدّين محمود نقل كرده كه در اوايل ارادت روزى وقت